ساده بودم ساده دیدم ساده دل باختم ساده عاشق شدم ساده حفظش کردم ساده کنارش موندم ساده گفتم دوستت دارم ساده نگاهم کرد و خندید ساده گفت ازت دلیل می خوام ساده از کنارم گذشت و بی دلیل رفت غافل از اینکه عشق نیازی به دلیل نداره و بی خبر از اینکه چیزی که ابدی و ماندگاره سادگیه رویاها وقتی به رویاهایم تکیه می دهم حس می کنم محکم ترین تکیه گاه است حتی محکم تر از دیوار چین رویاها نه فرو می ریزند و نه فرسوده می شوند فقط گاهی در ذهن ما کمرنگ می شوند اگه یک روز یک نفر دلت رو شکست صداش رو در نیار چون یک روز یکی دل خودشو می شکنه اون روز صداش در میاد بی وفایی کم گناهی نیست در دامان عشق گفتی دوستت دارم...حتی بیشتر از چشمانم...ولی اکنون می فهمم از من بیزاری... گفتی رهایت نمی کنم...حتی در لحظه های بی کسی...ولی اکنون میبینم چگونه رهایم کردی... چه ساده از من گذشتی.... حتی ساده تر از گذشتن زمان بر روی دیوارهای خانه... حتی ساده تر از گذشتن باد از کنار پنجره های بسته شده... چه ساده رهایم کردی... حتی ساده تر از رها شدن پرنده ای در آسمان حتی ساده تر از رها شدن گیسوان عاشقی در باد...
در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
در
گذرگاه آن لبان خموش
شعله ئی بی پناه می
خندید
شرمناک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در
دو چشمش نگاه کردم و گفت:
باید از عشق حاصلی
برداشت
سایه ئی روی سایه ئی خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی
روی گونه ئی لغزید
بوسه ئی شعله زد میان دو لب
قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |